ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

11

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

سنه دويست و نه بيان غلبه بر نصر بن شبث در آن سال عبد اللّه بن طاهر بر نصر بن شبث پيروز شد و او را در در قلعه « كيسوم » محاصره نمود تا آنكه امان خواست . محمد بن جعفر عامر روايت كرد كه : مأمون بثمامة بن اشرس گفت : آيا مىتوانى كسى را به من معرفى كنى كه داراى خرد و ايمان و چرب‌زبان و نيك بيان باشد تا او را بنمايندگى خود نزد نصر روانه كنم ؟ گفت : آرى اى امير المؤمنين چنين شخصى هست و او محمد بن جعفر عامرى است . مامون دستور داد مرا احضار كردند . او با من گفتگو كرد و مرا نزد نصر فرستاد كه من با او ملاقات و گفتگو كنم . او ( مأمون در آن هنگام ) در محل « كفر عزون » در « سروج » بود من هم رفتم و كلام مامون را بنصر ابلاغ كردم . او گوش داد و چند شرط پيشنهاد كرد يكى از آنها اين بود كه او هرگز در پيشگاه مأمون حاضر نشود و پا بر بساط او نگذارد . مأمون اين شرط را نپذيرفت و گفت : چرا او از من تنفر كند و بيمناك شود . گفتم : زيرا او گناه كار است و گناه او ( در تمرد و عصيان ) قابل غفران نمىباشد . مأمون گفت : آيا گناه او بيشتر و سختر از گناه فضل بن ربيع يا عيسى بن محمد بن ابى خالد است ؟ فضل سران سپاه مرا گرفتار كرد و اموال و اسلحه مرا بيغما برد و هر چه رشيد وصيت كرده